كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
929
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
باشد و شاهزادگان و امرا تا كنار آب اسريقه كه به بغاز « 1 » اسكندر مشهور است تاخت كنند و پادشاه سلطان محمود خان و اميرزاده سلطان حسين بهادر و اميرزاده اسكندر بهادر و امير سليمانشاه و رستم طغاى بوقا و سيد خواجه و پير على سلدوز را به طرف قونيه و آق شهر و قرا حصار و علائيه و عداليه فرستاد و مثال آسمان امتثال به تحرير فتح نامهها شرف نفاذ يافت و مولانا شمس الدين منشى و ديگر كتاب و دبيران كه تير فلك بندهء بنان و رهين بيان ايشان بود و هريك در حسن عبارت و لطف كتابت يد بيضا مىنمود و زبان كلك او مقرّر اسرار بلاغت و صرير خامه عندليب گلبن فصاحت ، چون كلك دبير بلكه جوزا و تير كمر خدمت بسته صنوف مواهب كه حضرت ملك قيّوم عظم سلطانه در استخلاص ممالك روم عنايت فرمود در سلك الفاظ خوب و كلمات مرغوب نظام داد و به ممالك ايران و توران بل تمام جهان چون ماوراء النهر و تركستان و ختاى « 2 » و ختن و كاشغر و مغولستان و بدخشان و كيج و مكران و زابل و كابل و هندستان و سيستان و خراسان و خوارزم و مازندران و طبرستان و گيلان و فارس و عراق عرب و عجم و آذربايجان و شروان و گرجستان روان فرمود و در آن سال خواجه غياث الدين سالار سمنانى كه ضابط مال دار العبادهء يزد بود و تيمى از قبل ديوان در عين بازار شهر مىساخت ، چون خبر فتح روم رسيد آن را دار الفتح نام كرد و حكم عالى نافذ شد كه اميرزاده خليل سلطان به جانب ماوراء النهر و تركستان رفته آن حدود را ضبط نمايد و امير مبشر و دولت تيمور به ملازمت ركاب او مأمور شدند و چون در هرات امير آق بوقا وفات يافته بود ، آن حضرت فرمود كه امير مضراب به خراسان رفته آنجا باشد و صاحبقران عالم ستان از نواحى انگوريه به شش منزل به سورى حصار آمد و بر آنجا برآمده اطراف آن را در نظر آورد و درين اثنا اميرزاده شاهرخ را با ده تومان از لشكر جوانغار به طرف
--> ( 1 ) . نسخ : مغاره - تصحيح از ظفرنامه ( ج 2 ص 321 ) - مسلما منظور تنگهء بسفور است كه تركان آن را قره دنيز بغاز گويند . ( 2 ) . ك : خطاى .